ماسک خوشبختی

 می آید  و ما اشک هایمان را پنهان میکنیم و بی در نگ  ماسکهای خوشبختی میزنم حتی در نیمه شب تاریک … می آید و ما شادی در صدایمان می پاشیم تا غمی را که همین نزدیکیست حس نکند … می آید  و نمی داند ما پیشتر چه حالی داشتیم

 می رود و ماسک های خوشحالیمان بی درنگ از صورت ما می افتد … می رود و غمی در صدایمان جاری می شود … می رود و ما بی درنگ در کنج تنهایی خود قایم میشویم ….

…می رود و من چقدر خوشحالم که یکی از ما خوشحال است


 *حال و هوای این پست مال این روزها نیست ولی پستی بود که باید نوشته می شد یه خاطر آدمی که  درش حضور دارد … 


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.